فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

 بسم‏ اللّه‏ الرّحمن ‏الرّحيم

حضرت آيت الله سيد "علي خامنه اى " رهبر انقلاب اسلامي ، در جمع دهها هزار نفر از زائران و مجاوران بارگاه ملکوتي حضرت امام رضا(ع ) (امام هشتم شيعيان ) هدف نظام اسلامي براى ايجاد حيات طيبه و تامين رفاه مادى در کنار عدالت ، معنويت و اخلاق را تبيين کردند.

مقام رهبرى ، کليد رسيدن به حيات طيبه را ايمان و عمل صالح مسوولان و تقيد آنان به رفتار ديني دانستند و تصريح کردند لازمه حرکت قدم به قدم نظام اسلامي بسوى حيات طيبه ، پاسخگويي مسوولان و ارائه کارنامه خود به منظوراصلاح امور است .

ايشان افزودند : بر همين اساس قواى سه گانه و همه دستگاه هاى مهم و تاثير-گذار ضمن بيان عملکرد خود براى مردم به عنوان سهامداران نظام اسلامي ، بايد بدون استثناء خود را مشمول قاعده کلي نقد منصفانه ، اصلاح و پاسخگويي بدانند.

مقام رهبرى بابيان نقش مردم در قانون اساسي به عنوان تصميم گيران اصلي در قبال کارنامه دستگاه ها و مديران ، اين ويژگي را کمک کننده به اصلاح نظام و حرکت به سوى هدف والاى ايجاد حيات طيبه برشمردند و افزودند : براى رسيدن به اين قله رفيع ، بايد ايمان و عمل صالح به صورت واقعي در رفتار مسوولان تجلي يابد و آنان در جهت "گسترش عدالت در جامعه "، "خدمت به مردم "، "آلوده نشدن به خواسته هاى حقيراهل دنيا"،" اجتناب از تبعيض ، تضييع بيت المال و حقوق مردم " و همچنين " سوءاستفاده نکردن از وجاهت و امکان شغلي و مديريتي خود" تلاش نمايند.

ايشان از مجموعه اين ويژگيها در مسوولان نظام اسلامي بعنوان رفتار ديني ياد و خاطرنشان کردند، البته بدون بکارگيرى عقل، علم ، تخصص و تجربه و همه ظرفيت دستگاه و سازمان تحت مديريت ، رفتار ديني بطور کامل تحقق نمي يابد.

مقام رهبرى با تاکيد براينکه درصورت تقيد مسوولان به رفتار ديني ، نظام اسلامي با تجربه ?? ساله ، امکان رسيدن به هدف متعالي خود را دارد، خاطر نشان کردند مهمترين شرط براى اصلاح امور و رسيدن به اين هدف ، ارائه کارنامه جزءبه جزء دستگاههاى مختلف از جانب مسوولان آنها به مردم است که در صورت انجام اين کار، هم حقايق خوشحالکننده و درخشان و هم نقاط منفي دستگاهها براى مردم مشخص خواهد شد.

حضرت آيت ا... خامنه اى ، ازبين بردن عوامل نقاط منفي و تبديل آنها به نقاط مثبت را اصلاحات واقعي و انقلابي دانستند و تاکيد کردند قواى سه گانه و هيچيک از دستگاهها نبايد خود را از انتقاد و نقد منصفانه مصون بدانند و همه دستگاهها بايد خود را در چارچوب اهداف نظام اسلامي اصلاح نمايند.

رهبر انقلاب اسلامي در همين خصوص خاطرنشان کردند دستگاههاى فرهنگي اعم ازمجموعه هاى تحت نظر دولت و همچنين صدا و سيما بايد براى مردم توضيح دهند که به منظور مقابله با تهاجم فرهنگي و بارورکردن فرهنگ انقلابي و اسلامي و عموميت بخشيدن به آن چه اقداماتي انجام داده اند؟

ايشان باتاکيد براينکه دستگاه هاى اقتصادى نيز بايد به مردم بگويند که چه فعاليت هايي براى پرکردن شکاف طبقاتي و مستحکم کردن اقتصاد و آباداني ايران انجام داده اند، افزودند : بخشهاى علمي ايران اعم از دانشگاهها و حوزه ها نيز بايد مشخص نمايند که براى توليد علم ، آزادانديشي علمي و تضارب افکار که مطالبه رهبرى بوده است ، چه اقداماتي انجام گرفته است .

حضرت آيت ا...خامنه اى ، لزوم ارائه گزارش قوه قضائيه به مردم در جهت احقاق حق مظلومان و تبديل قوه قضاييه به پناه واقعي مظلومان را نيز يادآور شدند و خاطرنشان کردند همچنين قوه مقننه بايد فعاليت هاى خود را به منظور تصويبقوانين تسهيلکننده اصلاح حقيقي در ايران و نظارت بر دستگاهها توضيح دهد.

ايشان بابيان محبت ، هوشمندى و احساس مسووليت مردم در انتخابات مجلس هفتم ،افزودند : منتخبان مردم در مجلس هفتم نيز بايد بدانند که مردم با نمايندگان عقد اخوت نبسته اند و آنان از نماينده خود انتظار کار، تلاش ، ابتکار، مشارکت در کارها و لوايح مهم و عمل براساس اهداف اسلامي را دارند.

مقام رهبرى مهمترين وظيفه مردم و مسوولان را هوشمندى ، احساس مسووليت و استفاده از فرصت گرانبهاى ثبات کنوني در کشور دانستند و افزودند : ثبات ايران که پشتوانه اقتدار ملي است به برکت ابراز اقتدار ملت ايران در مراحلمختلف از جمله حضور در راهپيمايي ها و پاى صندوق انتخابات ، بدست آمده و دشمنان تلاش دارند تا اين ثبات را برهم بزنند، زيرا در کشور بي ثبات امکان هيچگونه برنامه ريزى و کار علمي ، اقتصادى و فرهنگي و همچنين حفظ حقوق و عزت ملت وجود نخواهد داشت .

ايشان ، همه را به کنار گذاردن خصومت هاى خانه برانداز و تبديل رقابت هاى منفي به رقابت هاى مثبت توصيه و خاطرنشان کردند امروز دشمنان و مستکبران متوجه شده اند که ملت ايران ملتي است که بهنگام ، وبه وقت نياز، اقتدار ملي خود را به ظهور مي رساند، لذا اين آگاهي و هوشيارى بايد حفظ شود.

حضرت آيت الله خامنه اى باتاکيد براينکه آگاهي و هوشيارى ملت ايران توطئه هاى چندين ساله فرهنگي و سياسي دشمنان را براى ايجاد بي ثباتي و آشوب در کشور نقش برآب کرد،افزودند آمريکاييها و صهيونيستها علاوه براينکه درايران به بن بست رسيده اند، در عراق و فلسطين نيزبا بن بست مواجه شده اند و آمريکايکسال پس ازحمله به عراق اکنون برخلاف تصوراوليه گرفتار مشکلات عديده اى شده و پا در گل مانده است .

رهبرمعظم انقلاب اسلامي بااشاره به اينکه دشمن ممکن است بدليل اين بن بست ها،تصميم هاى ديوانه وار بگيرد، تصريح کردند دشمن بايد بداند هر تصميمي که بر ضد ملت آزاده ايران بگيرد نقش برآب خواهد شد، زيرا ملت ايران بيدار است .


موضوعات مرتبط: موضوعات دیگر ، بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در جمع هزاران زائر امام رضا(ع ) در مشهد مقدس ، ،
برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 7 بهمن 1391برچسب:, | 22:31 | نویسنده : یک دل سیر شوق ثامن الحججی |

 

ضامن آهو!

ضامن آهو!

سيد على‏نقى مير حسينى

مرد، قامت‏بلند و كشيده داشت. چه زيبا و نورانى بود! برلبانش، تبسم نمكينى نقش بسته بود. خطاب به رئيس كاروان گفت:

هر وقت‏خواستيد راه بيفتيد، فلان مرد جيب زن را هم باخودتان ببريد.

مرد جيب زن؟!

بله، مرد جيب زن.

خانه‏اش را بلد نيستم.

نشانت مى‏دهم.

آدرس را كه داد، ناپديد شد. رئيس كاروان هراسان از خواب‏بيدار شد. از خودش پرسيد:

اين چه خوابى بود كه ديدم؟!

خودش پاسخ داد:

اى بابا، ما كجا و امام رضا كجا؟ كى گفته آن مرد سبز پوش‏امام رضاست؟ آدم قحطى بود كه سفارش آن مرد جيب زن را بكنه...;مگه مى‏شه يك آدم جيب زن را با خودتان همراه كنيم؟ اين حرفهاچيه بابا؟

شب بعد، بار ديگر، آن مرد سبزپوش مقابلش سبز شد. به قيافه‏زيبا و نورانى‏اش چشم دوخت. او، تبسم شب قبل را نداشت. با هيبت‏و گرفته به نظر مى‏آمد:

چرا مرد جيب زن را خبر نكردى؟

به پيچ پيچ افتاد. ناگهان مرد سبز پوش نا پديد شد. رئيس‏كاروان از خواب پريد. به اطرافش نگاه كرد. چشمانش سياهى شب راكاويد. از مرد سبز پوش اثرى نبود. ترس خفيفى در تنش ريشه‏دواند. نمازش را كه خواند; راه افتاد:

خانه مرد جيب زن كجاست؟

آدرس را بار ديگر در ذهنش مرور كرد. با سرعت تمام قدم برمى‏داشت. ساعتى بعد، مقابل خانه‏اى بى‏رنگ و روى توقف كرد.

همين جا است؟!

صداى كوبيدن در، در كوچه پيچيد. لحظه بعد، مرد جيب زن زنجيردر را گشود و گفت:

با كى كار دارين؟

با شما!

با من؟!

بله، با شما!

چه كار دارين؟

مى‏خواهيم بريم مشهد.

خوش آمدين!

شما نمى‏رين؟

من؟

بله، شما!

من پولم كجا بود كه مشهد برم؟؟ مدتهاست كه جيبى نزدم.

خرجت‏با من. معطل نكن.

آزارم نده، من و مشهد؟!

كارت نباشه، راه بيفت.

مرد جيب زن كه باورش نمى‏شد، راه افتاد. اتوبوس قديمى بى‏رنگ وروى وسط گاراژ، ايستاده بود. مسافران ديار خراسان، شاد و ذكرگويان بر صندليها چسبيده بودند. همه صندليها پرشده بود. رئيس‏كاروان، به صندوقى كه نزديك در اتوبوس بود اشاره كرد. مرد جيب‏زن روى آن نشست. اتوبوس خودش را تكان داد. صداى «غژ غژ» آن‏در فضا پيچيد. مثل اينكه با راه افتادنش، در و پنجره وصندليهايش با انسان سخن مى‏گفتند.

اتوبوس تن سنگين خود را از شهر بيرون كشيد. كم كم به گردنه‏معروف به «گردنه دزدها» نزديك شد. گردنه خطرناكى بود. كاروانهاى كه از آنجا مى‏گذشتند; مورد دستبرد دزدها قرارمى‏گرفتند. اتوبوس هرچه به گردنه نزديكتر مى‏شد، دعا و ذكر وصلوات مسافران مضطرب، بيشتر مى‏شد.

اتوبوس با ناله‏هاى دردناكش، همچنان پيش مى‏رفت. راهى زياد به‏گردنه نمانده بود. ناگهان صداى ترس آور و متعجب راننده، آه ازدل مسافران كشيد:

مى‏بينيد؟! آنجا! جاده بسته‏اس!

چشمها به گلوگاه گردنه دوخته شد. سنگهاى تلنبار شده وسطجاده، حكايت از حضور دزدها مى‏كرد. آنها مثل هميشه راه رامسدود ساخته بودند. نه راه بازگشت وجود داشت و نه راه فرار. ناله‏هاى اتوبوس همچنان به گوش مى‏رسيد. رنگ از صورت مسافران‏پريده بود. لب‏هايشان خشك و بى‏رمق به نظر مى‏رسيد.

ناگهان، ازفراسوى صخره‏هاى دو سوى جاده، چهار نفر مسلح پريدند بيرون. دوتاى آنها در وسط جاده، مقابل اتوبوس ايستاد شدند. دو نفرخودشان را به اتوبوس نزديك كردند. جز چشمانشان كه به «ويل‏جهنم!» مانند بود; جاى از صورتشان ديده نمى‏شد.

يا ضامن آهو! آقا جون كمك!!

يكى از دزدها به سخن آمد:

هرچه پول دارين بيارين بيرون.

چشمان مسافران گرفتار، به يكديگر دوخته شد. از چهره ونگاههاى آنها، حيرت و نگرانى مى‏باريد. كم‏كم دستها در جيب‏ها درحال رفت و آمد شد. هرچه داشتند با اندوه و اكراه، كف دست‏دزدها گذاشتند.

دزدها، شادمانه از در اتوبوس بيرون شده سنگهاى وسط جاده رابه كنارى غلط دادند. اتوبوس بار ديگر با ناله‏هاى دلخراشش شروع‏كرد به پيش رفتن. اين بار صداى ناله مسافران، صداى دردناك‏اتوبوس راهمراهى مى‏كرد. اتوبوس سرشار از آه و ناله و افسوس شده‏بود:

خدايا چه كار كنيم؟

مرد جيب زن كه از شنيدن آه و افسوس مسافران، دلتنگ شده بود;از جايش برخاست. صورتش را سوى مسافران برگرداند و گفت:

چه شده؟ چه مى‏خواين؟

مگر نديدى؟!

ناراحت نباشين، خرج همه‏تان با من.

لبخند بى‏جانى بر لبهاى مسافران، گل كرد.

آنها در حالى كه به‏يكديگر خيره شده بودند; پرسيدند:

چه مى‏گه؟!

يارو دلش خوشه.

او كه از اول هم چيزى نداشت. دلش خوشه كه ماهم شديم مثل‏او.

مرد جيب‏زن تحملش سرآمد. دستش را به جيب برد. يك مشت اسكناس‏مچاله شده بيرون آورد و گفت:

مى‏بينيد؟! مى‏بينيد؟!

مسافران با ناباورى به اسكناسهاى دست او خيره شدند. نفسها درسينه‏هايشان حبس شده بود. مرد جيب زن به مسافرى كه از همه بيشترداد و بيداد مى‏كرد نگاه كرد و گفت:

از تو چقدر بردن؟

هزار تومان.

هزار تومان شمرد و كف دست او گذاشت. به نفر بعدى نگاه كردو گفت:

از تو چقدر بردن؟

هشت صد تومان.

اينهم هشت صد تومان شما.

مرد جيب زن، هرچه مسافران گفت، كف دستشان مى‏گذاشت. حيرت وشگفتى مسافران را مى‏خورد:

خدايا! اين مرد جيب زن و اين همه پول؟!

ناله مسافران خاموش شده بود. ولى ناله اتوبوس همچنان طنين‏انداز بود. رئيس كاروان كه تحمل بيش از آن را نداشت; به مردجيب زن گفت:

آقا، تو كه مى‏گفتى من پول ندارم، اين همه پول را از كجاآوردى؟!

مرد جيب زن، در حال كه تبسمى بر لبانش نقش بسته بود، گفت:

ما داريم به ميهمان آقا مى‏رويم. آقا «ضامن آهو» است.

بله، فدايش برم، آخه...;هنگام خارج شدن دزدها از اتوبوس، دست‏به كار شدم وجيب‏هايشان را زدم.

صداى صلوات و گريه شوق فضاى اتوبوس را به سر برداشت.

 

 

 


موضوعات مرتبط: موضوعات دیگر ، ضامن آهو! ، ،
برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 7 بهمن 1391برچسب:, | 22:28 | نویسنده : یک دل سیر شوق ثامن الحججی |

 

آداب زيارت امام رضا(ع)


براي يك زيارت كامل‏دوست دارم وقتي به حرم مطهر امام رضا (ع) مشرف مي‏شوم، بهترين بهره و استفاده معنوي را از آن مكان مقدس ببرم. چه توصيه‏اي براي رعايت آداب زيارت امام شده است؟

 رضا1.JPGعالم بزرگ شيخ بهايى، جامع‏ترين شيوه ورود به حرم مقدس را ارائه كرده است و به 21 نكته براى زيارت اشاره دارد:
1. پيش از دخول به روضه، غسل كند.
2. تا داخل شدن با طهارت باشد.
3. جامه نو پاك پوشد و بر در مشهد بايستد و دعاى منقول بخواند و اذن دخول بطلبد پس اگر در آن حال او را رقّت بهم رسد داخل شود و الاّ انتظار بكشد كه هر گاه رقّت بهم رسد داخل شود.

4. با خضوع و خشوع داخل شود و در حين دخول پاى راست را مقدّم دارد و در وقت بيرون آمدن پاى چپ را.
5. خود را به ضريح بچسباند. بعضى توهّم كرده‏اند كه دور ايستادن بهتر است و اين غلط است چه در احاديث وارد شده كه بر ضريح تكيه بايد كرد و بوسيدن ضريح جايز است و در بوسيدن آستان ها حديثى وارد نشده و بعضى از مجتهدين اماميّه برآنند كه جايز است.
6. رو به قبله نكند، بلكه رو به ضريح و پشت به قبله كردن در حالت زيارت بهتر است.
7. زيارت به طريق منقول بنمايد، و قول السّلام عليك كافيست و بعضى از مجتهدين حاضر شدن در آنجا را كافى مى‏دانند.
8. جانب راست روى خود را بر ضريح بنهد و در وقت فارغ شدن از زيارت دعا كند.
9. جانب چپ روى خود را بر ضريح بنهد و از خداى تعالى بحقّ او و بحقّ صاحب قبر سؤال و درخواست كند كه او را از اهل بهشت بگرداند به شفاعت صاحب قبر و در دعا كردن و الحاح نمودن مبالغه كند.
10. بر سر بالين (بالاى سر) آيد و رو به قبله نموده و دعا كند.
11. بعد از زيارت، دو ركعت نماز زيارت بخواند و اگر زيارت حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله باشد سنت است كه نماز زيارت را در ميان منبر آن حضرت و قبر او گذارد و اگر زيارت حضرات ائمّه معصومين عليهم السّلام باشد در بالين سر بايد گذارد و در اين نماز رخصت از ائمّه عليهم السّلام وارد شده كه رو به قبر مى‏توان كرد اگر چه مستلزم پشت بقبله كردن باشد امّا اگر چنان كند كه رو به ضريح كند و پشت بقبله نكند (1) بهتر است.
12. بعد از نماز زيارت دعاى منقول بخواند و آن چه به خاطرش رسد از امور دين و دنيا طلب نمايد و دعا براى جميع خلايق نمودن بهتر است چه آن به اجابت نزديكتر است.
13. در آن مكان تلاوت قرآن بنمايد و ثواب آن را به صاحب ضريح هديه كند چه نفع آن باز به او مى‏رسد و سبب تعظيم صاحب قبر است.
14. در جميع احوال و به حسب استطاعت ، احضار قلب داشته باشد، و از جميع گناهان توبه كند.
15. بر خدمتكاران، نگاهبانان و محتاجان آن مقام، تصدّق نمايد، چه ثواب تصدّق در آن مقام مضاعف مى‏شود.
16. خدمتكاران، نگاهبانان و محتاجان آن مقام را تعظيم نمايد، چه فى الحقيقه تعظيم ايشان تعظيم صاحب قبر است.
17. هر گاه از زيارت برگردد، تا در آن شهر است باز به زيارت رود.
18. آن كه هر گاه رفتن او نزديك آيد، وداع به دعاى منقول كند.
19. از خداى تعالى، عود و بازگشت بدان مقام را سؤال كند.
20. در وقت بيرون آمدن از آن مقام، روى به ضريح كرده، پس پس و عقب عقب بيرون آيد.
21. زود از آن مقام بيرون رود، چه حرمت و تعظيم در آن بيشتر است و اشتياق باز آمدن زودتر بهم مى‏رسد.(1)

پي نوشت:
1) جامع عباسى، ج‏2، ص 167 - 169. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 24/310007)


برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 7 بهمن 1391برچسب:, | 22:26 | نویسنده : یک دل سیر شوق ثامن الحججی |

 

ثواب زيارت امام علي بن موسي الرضا عليه السلام

رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم:«ستدفن بضعه مني بخراسان ما زارها مکروب الا نفس الله کربته ولا مذنب الا غفر الله ذنوبه.»(1) پاره تن من در خراسان دفن خواهد شد، هيچ گرفتار و گنه‏کاري اورا زيارت نکند جز اين که خداوند گرفتاري او را برطرف سازد وگناهانش را ببخشايد.

امام رضا عليه السلام:«ان لکل امام عهدا في عنق اوليائه و شيعته و ان من تمام‏الوفاء بالعهد و حسن الاداء زيارة قبورهم. »(2) هر امام و رهبري، عهد و ميثاقي بر پيروان و دوستدارانش داردو همانا يکي از اعمالي که نمايانگر وفاداري و اداي ميثاق است،زيارت آرامگاه آنان است.

امام رضا عليه السلام:«اللهم انک تعلم اني مکره مضطر فلا تؤاخذني کما لم تؤاخذ عبدک‏و نبيک يوسف حين وقع الي ولاية مصر.»(3) بار خدايا تو مي‏داني که من بر پذيرفتن ولايتعهدي مامون مجبورو ناچارم پس مرا مؤاخذه مکن همان گونه که بنده و پيامبرت يوسف‏را به هنگام پذيرفتن حکومت مصر مؤاخذه نکردي.

امام رضا عليه السلام:«قد علم الله کراهتي لذلک، فلما خيرت بين قبول ذلک و بين‏القتل اخترت القبول علي القتل.»(4) ريان گويد: به حضرت رضا عليه السلام عرض کردم مردم مي‏گويند شمابا اين که اظهار بي‏رغبتي به دنيا مي‏کنيد ولايتعهدي راپذيرفته‏ايد؟ امام فرمود: خداوند خود مي‏داند که من اين امر راناپسند مي‏داشتم ولي چون بين پذيرش آن و مرگ مخير شدم، قبول آن‏را بر مرگ ترجيح دادم.

امام رضا عليه السلام:«من زارني علي بعد داري و مزاري اتيته يوم القيامه في ثلاثة‏مواطن حتي اخلصه من اهوالها اذا تطايرت الکتب يمينا و شمالا وعند الصراط و عند الميزان.»(5) کسي که با دوري راه سرا و مزارم را زيارت کند، روز قيامت درسه جا [براي دستگيري] نزد او خواهم آمد و او را از بيم وگرفتاري آن موقفها رهايي خواهم بخشيد: هنگامي که نامه‏ها [ي‏اعمال] به راست و چپ پراکنده شود، نزد صراط و نزد ميزان [هنگام‏سنجش اعمال].

امام رضا عليه السلام:«من زارني و هو يعرف ما اوجب الله تعالي من حقي و طاعتي فاناو آبائي شفعائه يوم القيامة و من کنا شفعائه نجي.»(6) هر که مرا زيارت کند در حالي که حق و طاعت مرا که خدا بر اوواجب کرده بشناسد، من و پدرانم در روز قيامت‏شفيع او هستيم وهر که ما شفيع وي باشيم نجات يابد.

امام رضا عليه السلام:«اني ساقتل بالسم مظلوما فمن زارني عارفا بحقي... غفر الله‏ما تقدم من ذنبه و ما تاخر.»(7) من به زودي مظلومانه با سم به قتل خواهم رسيد. پس هر که باشناخت‏حق من زيارتم کند خداوند گناهان گذشته و آينده او راببخشايد.

امام رضا عليه السلام:«... و هذه البقعة روضة من رياض الجنة و مختلف الملائکة لا يزال‏فوج ينزل من السماء و فوج يصعد الي ان ينفخ في الصور.»(8) اين بارگاه بوستاني از بوستان‏هاي بهشت است، و محل آمد و شدفرشتگان آسمان، و همواره گروهي از ملائکه فرود مي‏آيند و گروهي‏بالا مي‏روند تا وقتي که در صور دميده شود.

امام رضا عليه السلام:«و قد اکرهت و اضطررت کما اضطر يوسف و دانيال عليهما السلام اذقبل کل واحد منهما الولاية من طاغية زمانه، اللهم لا عهد الاعهدک و لا ولاية الا من قبلک فوفقني لاقامة دينک و احياء سنة‏نبيک... .»(9) من [به اين کار] واداشته شدم و ناچار گشتم، چنان که يوسف ودانيال عليهما السلام مجبور شدند چه هر يک از آن دو، ولايت رااز خودکامه زمان خويش پذيرفتند، خدايا پيماني نيست مگر پيمان‏تو و ولايتي نيست مگر از سوي تو، پس مرا در برپا داشتن دينت وزنده کردن سنت پيامبرت توفيق رسان.

امام رضا عليه السلام:«قد نهاني الله عز و جل ان القي بيدي الي التهلکة فان کان الامرعلي هذا... اقبل ذلک علي اني لا اولي احدا و لا اعزل احدا و لاانقض رسما و لا سنة.»(10)

خداوند مرا بازداشته از اين که خويش را با دست‏خود به نابودي‏افکنم، پس اگر قرار چنين است آن را مي‏پذيرم به شرط آن که نه‏کسي را به کار گمارم و نه کسي را از کار کنار گذارم و نه رسم‏و سنتي را نقض کنم.

 

 

1) عيون اخبار الرضا، ج‏2، ص‏257.

2) بحار، ج‏100، ص‏116.

3) بحار، ج‏49، ص‏130.

4) عيون اخبار الرضا، ج‏2، ص‏139.

5) وسائل، ج‏10، ص‏433.

6) همان، ج‏5، ص‏436.

7) همان، ج‏10، ص‏438.

8) بحار، ج‏102، ص‏44.

9) عيون اخبار الرضا، ج‏1، ص‏19.

10) علل الشرايع، ج‏1، ص‏226.


موضوعات مرتبط: آداب زیارت امام رضا(ع) ، ،
برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 7 بهمن 1391برچسب:, | 22:18 | نویسنده : یک دل سیر شوق ثامن الحججی |

 اثرپذيري روح‌ها از يكديگر 
روح حالتي دارد كه تأثير مي‌گذارد و تأثر مي‌پذيرد. يعني وقتي كه شما كنار من نشسته‌ايد روح من ناخودآگاه (در حالي كه من هم متوجه نيستم) بر روح شما اثر مي‌گذارد و از روح شما اثر مي‌گيرد. همنشيني مؤثر است و به اين دليل است كه مي‌گويند به زيارت يكديگر برويد. به زيارت مؤمنان برويد. سر سفره فلاني ننشينيد. در مجلسي كه فلان كس است نرويد. در عالم مادي نيز همه چيز را نمي‌توان به چشم ديد. به عنوان مثال مي‌بينيم شخصي كه در محيطي نشسته يك مرتبه حالت تهوع پيدا مي‌كند و حالش بد مي‌شود، بدون اينكه چيزي خورده باشد. آنچه به چشم مي‌آيد باعث مسموميت او نشده است. بعد مشخص مي‌شود كه هوايي كه تنفس مي‌كند آلوده بوده، ماده‌اي سمي در هوا بوده كه به چشم نيامده ولي او تنفس كرده است. در عالم روح، قضيه از اين خيلي لطيف‌تر است. ارواح بر هم تأثير دارند و اين تأثير بين روح‌ها در اثر حضور فيزيكي جسم‌هاشان (قالب‌هاشان) در كنار هم (خصوصاً از دو كانال چشم و گوش كه مجراي تغذيه روح است) انجام مي‌شود 




يك روح حساس و ظريف 
وقتي كه روح ظريف و حساس باشد، اگر كسي در گوشه‌اي از جامعه اسلامي گناه كند، اين روح از گناه آن فرد متأثر مي‌شود و استغفار مي‌كند، نه به خاطر اينكه گناهي كرده است، به دليل آنكه روحش بر اثر گناه افراد صدمه ديده است. اگر يكي از شيعيان يك جسارت يا گناهي كرده باشد، توبه و استغفارش را اهل بيت(عليهم‌السلام) مي‌كنند چون روح آنها ظريف و حساس است و متأثر مي‌شوند. روح در آن جايي كه زندگي مي‌كند مرتباً از ديگران اثر دريافت مي‌كند به اين دليل است كه مي‌گويند جامعه‌ي سالم و نيز هم نفس و هم صحبت سالم پيدا كنيد 
به اميرالمؤمنين(ع) خبر مي‌دهند كه در گوشه مملكت مثلاً كسي برخلاف شئونات انساني و اسلامي كاري كرده است. حضرت مي‌فرمايند: «اگر كسي اين حرف را بشنود و بميرد من مذمتش نمي‌كنم». امام علي(ع) نه گناهي كرده و نه مسئوليتي دارد و نه كسي او را عقاب مي‌كند. اما روح اين موجود لطيف متأثر از فضايي است كه در آن قرار گرفته. بنابراين يكي از مقوله‌ها در تربيت، مقوله مجالست است 




القاء؛ مهمترين اثر زيارت 
در مجالست، آن چيزي كه بيشتر مؤثر است زمان و تكرار و مداومت است، كثرت كمي برخوردهاست. يكي از مسائل در بحث زيارت مسأله القاست. آن چيزي كه در القاء به جاي كميت و زمان اهميت دارد، كيفيت است. آن چيزي كه بيشتر مطرح است استعداد و پذيرش و آمادگي طرف مقابل و همچنين روح قوي القاء كننده است. لذا در مدل القايي امكان دارد كسي در يك برخورد، تحول پيدا كند. در تاريخ صدر اسلام كساني مي‌آمدند و با پيامبر(ص) برخورد كرده و در يك برخورد متحول مي‌شدند، اين روش القاست. تربيت زيارت، بيشتر از نوع القايي است. زيارت افراد عادي، تأثيرات عادي و معمولي دارد. ولي درخصوص زيارت اهل بيت (عليهم السلام) توجه و تأكيد بيشتري شده است. شما در اطراف آهن‌ربا چيزي نمي‌بينيد، اما وقتي يك قطعه آهن كنارش مي‌بريد، متوجه مي‌شويد كه بر اثر القاي آهن به آهن‌ربا تبديل شده است 
چون آهن ماده‌اش مستعد است، وقتي كه در محدوده آهن‌ربا قرار مي‌گيرد خودش به آهن‌ربا تبديل مي‌شود. شما وقتي در حوزه يك زيارت قرار مي‌گيريد هر چه نزديك‌تر شويد القاء قويتر مي‌شود. وقتي شما به زيارت اهل بيت (عليهم السلام) مي‌رويد فقط ثواب نبرده‌ايد، چيز ديگري شده‌ايد، اين مهم است. شمع خاموش ما وقتي به زيارت امام حسين (عليه‌السلام) و يا امام رضا (ع) مي‌آيد، هنگامي كه به شمع روشن آنها وصل مي‌شود روشن مي‌شود (تنها ثواب نبرده، تحول پيدا كرده است) اين شمع وقتي كه به شهر خودش بر مي‌گردد، از آن جا كه روشن است شمع وجود كس ديگري را هم روشن مي‌كند. لذا فرمود:«من زار زائرنا كمن زارنا» (كسي كه زائر ما را زيارت كند مثل آن است كه خود ما را زيارت كرده است). چون زائر ما چيزي گرفته كه شمع خاموش وجودش روشن شده است. اين آهن‌ربا كه تا ديروز آهن بود هزاران آهن ديگر در كنارش بودند و هيچ اثري نمي‌توانست بر آنها داشته باشد تحت القاء و مغناطيس وجود امام(ع) آهن‌ربا شده است. حالا وقتي به ديار خودش بر مي‌گردد او نيز مي‌تواند يك عده‌اي را آهن‌ربا كند
پس در زيارت يك القاء صورت مي‌گيرد. در زيارت روح عوض مي‌شود. تنها ثواب بردن مطرح نيست. زيارت در يك يا دو بعد بر ما اثر نمي‌گذارد. چون جامع است ما را غرق مي‌كند، پس در همه ابعاد است 
امام زمان(عج) دائم به زيارت امام حسين(ع) مي‌روند، در مواقع مختلف (شب قدر، شب جمعه‌ها، دوشنبه‌ها) زيرا چيزي آنجاست، خبري آنجاست. ائمه اطهار(ع) وقتي مدينه بودند، هر وقت مريض مي‌شدند، و يا كاري داشتند به زيارت پيامبر(ص) مي‌رفتند. زيارت تنها درد دل و درمان دردها نيست. در زيارت، تغيير، تحول و نو شدن وجود دارد. شخصي خدمت امام صادق(ع) آمد و گفت: «يابن رسول الله! اين همه كه در باب زيارت گفته شده بسيار علاقه داريم، اما ما ناراحت هستيم» حضرت فرمود: «چرا ناراحتي؟» در جواب مي‌گويد: «بعضي اوقات مي‌بينيم پدر شما، اجداد شما ابي عبدالله، اميرالمؤمنين(ع)... شهيد شده‌اند، فوت كرده‌اند، ما در خدمت آنها نيستيم و از زيارت آنها استفاده نمي‌بريم، زماني فرزندان بچه‌هاي ما مي‌خواهند شما را ببينند اما شما نيز از دنيا رفته‌ايد آنها چه بكنند؟! آنها كه توفيق زيارت شما را ندارند، چه بكنند؟» حضرت مي‌فرمايد: «من زارنا في مماتنا كمن زارنا في حياتنا»، (آنهايي كه در مرگمان به زيارت ما آمده‌اند (به زيارت قبور ما بيايند) مانند كساني هستند كه در حيات ما به زيارت ما آمده‌اند) چرا كه ولايت امام(ع) و روح ايشان نمرده است. جسمش مرده است. ما نگاه ولايتي امام(ع) را مي‌خواهيم 
ما در زيارت خودمان را تحت تابش مغناطيسي ولايت امام(ع) قرار مي‌دهيم 
بعد از حضرت دوباره سؤال مي‌كند: «بعضي وقتها راه دور است.» حضرت مي‌فرمايند: «بعد و قرب ندارد، همه جا زيارت هست». البته چون ما موجودات مادي هستيم قرب بيشتر بر ما اثر مي‌گذارد 




زيارت يك ملاقات دو طرفه 
نكته ديگري كه بايد گفت اين است كه زيارت يك ملاقات دو طرفه است. اگر شما نامه‌اي را براي دوستان بنويسي و با پست به دستش برساني، مي‌گويند: نامه داده‌اي. نامه ارسال كردن يك طرفه است. اما زيارت يك ملاقات دو طرفه است. يعني وقتي شما به زيارت ابي‌عبدالله(ع) مي‌روي تنها تو نيستي كه ايشان را زيارت مي‌كني، او هم شما را مي‌بيند. وقتي به زيارت امام رضا(ع) مي‌روي، فقط شما نيستي كه به آنجا مي‌روي و مي‌بيني، ايشان نيز شما را مي‌بينند. «اشهد انك تشهد مقامي و تسمع كلامي و ترد سلامي» سلامم را جواب مي‌دهي، حرفهايم را مي‌شنوي (اصلاً داري مرا مي‌بيني). چه لذتي بيشتر از اينكه آدم در زمانهايي حس كند كه ائمه(ع) دارند نگاهش مي‌كنند؟! دست و چشم حمايتي آن ولي الله اعظم هوايش را دارد. همه چيز از همين يك نگاه حاصل مي‌شود 

 


موضوعات مرتبط: زیارت چیست ؟ ، ،
برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 7 بهمن 1391برچسب:, | 22:13 | نویسنده : یک دل سیر شوق ثامن الحججی |

 

از استمداد شفا تا كرامت امام رضا(ع)

شفايافته: صديقه فتحي، فرزند عباس، سن 40 سال، ساكن تهران،

بيماري: اسكلووزن

(M.S) «نوعي ويروس ناشناخته كه وارد نخاع شده و بر روي سيستم مغز و اعصاب اثر مي‌گذارد و در صورت پيش‌روي منجر به فلج كامل بدن مي‌گردد»، مدت بيماري: 12 سال، تاريخ شفا: 20/7/76

چه روزها و شبهاي پر خاطره‌اي را كه گذران نكرده بود، دوران پر اضطراب و التهابي كه هيچوقت فراموش شدني نيست، شبها برايش نفرت‌انگيز بود، دل خوشي از شب نداشت، زيرا عفريت بيماري همچون هيولايي ترسناك روح و جسم نحيفش را آزار مي‌داد.

مدتها بود كه بدحال و رنجور، لاغر و ضعيف در بستر بيماري افتاده بود و توان حركت از او سلب شده بود، بيچاره مادرش چه اشك‌هايي كه براي او نريخته بود و چه شب‌هايي را كه در كنار او به صبح نرسانيده بود و چونان پروانه‌اي بر گرد وجود عزيزش نچرخيده بود.

صديقه ديگر آن صديقه مادر نبود كه با شيرين زباني‌هايش خستگي روزانه را از تن مادر در آورد و با شور و نشاطش گل لبخند را بر لبان مادرش بنشاند و گرمي و صفا را براي اهل خانه به يادگار بگذارد، دختري تنومند و پر جنب و جوش، اكنون مبدل به جسمي ناتوان شده بود و گويي مي‌رفت تا با گذشت زمان به دست فراموشي سپرده شود.

ساليان سال گذشت و او از اين بيماري نتوانست رهايي پيدا كند، چه خرج‌هايي كه براي او نكردند و چه درمان‌هايي كه بر روي او انجام ندادند، به درد بي‌درماني مبتلا شده بود كه چاره‌اي جز سازش و تسليم وجود نداشت. پزشكان بيماريش را (M.S) تشخيص داده بودند.

با گذشت ايام، بيماري او نيز بيشتر مي‌شد. ديگر نه رمقي براي صديقه مانده بود و نه خواب و خوراكي داشت، هر از چندگاهي ويروس بيماريش پيش‌روي مي‌كرد و توان را از او مي‌گرفت به حدي كه قادر به انجام هيچ كاري نبود.

مدتها در بيمارستان‌هاي شريعتي، ساسان و جم تهران، بستري شده بود تا بلكه از اين دردها رهايي يابد اما افسوس كه شمع وجودش به خاموشي مي‌گرائيد و آن همه درمان، بي‌نتيجه بود.

پزشكان معالجش در كميسيوني بر آن شدند تا صديقه را براي معالجه به آلمان، اعزام دارند كه پس از چندي اين تصميم عملي شد.

صديقه مدتي را در يكي از بيمارستان‌هاي شهر هايدلبرگ و پس از آن در شهر بادن آلمان، بستري شد. در حالي كه ديگر قادر به تكلم نبود و چشمانش به تاريكي گراييده و ديد نداشت و دست و پايش نيز فلج شده بود، اكيپ پزشكان آلماني پس از انجام آزمايش‌ها و عكسبرداري‌هاي لازم متوجه شدند كه پزشكان ايراني بيماري را درست تشخيص داده‌اند، آنان به امر مداوا پرداختند كه متأسفانه هيچ‌گونه بهبودي در وضعيت بيماري او حاصل نگرديد و پس از مدتي نااميد از درمان آلمان را به قصد ايران ترك گفت.

پس از شنيدن جواب نااميد كننده از پزشكان، صديقه اميد خود را از دست داد و همه چيز براي او تمام شد، گويي كه به پايان خط زندگي رسيده بود. او مانده بود و مفهوم چيزي كه ديگران، زندگي‌اش مي‌ناميدند؛ او مانده بود و غم‌هايي به سنگيني كوه‌ها، او مانده بود و خاطرات تلخ بيماري، او مانده بود و تحمل رنج 12 سال، درد جانكاه كه مجبور بود به دنبال خود يدك بكشد.

هجده روز از آغاز پائيز مي‌گذشت، كه صديقه تصميم خود را گرفت، با مهربان مادرش كه انيس روزهاي تنهايي او و مونس دردهاي هميشگي او بود، راهي مشهد مقدس شد، كبوتر دلش براي رسيدن به كوي دوست بي‌تابي مي‌كرد.

بالاخره انتظار به پايان آمد و چشمان بي‌فروغ صديقه با ديدن بارگاه ملكوتي امام رضا عليه‌السلام سو گرفت، آنان براي رفع خستگي در مهمان‌پذيري واقع در خيابان تهران رحل اقامت افكندند.

مقدمات زيارت انجام مي‌شود، اولين روز حضور است؛ صديقه با كمك مادرش به زيارت مشرف مي‌شود، پس از زيارت در گوشه‌اي مي‌نشيند، كمي آن طرف‌تر صداي زيارت‌نامه‌خوان شنيده مي‌شود: السلام عليك يا علي بن موسي الرضا(ع) او هم با زبان بي‌زباني، امام رضا(ع) را در دل مي‌خواند، و عرض حال مي‌كند، بغض گلويش را مي‌فشارد و هق هق گريه‌اش بلند مي‌شود، بندهاي عقده را مي‌گشايد، و ضعف بر او مستولي مي‌شود و لختي بعد، از حال مي‌رود. مادر به كمكش مي‌شتابد و او را براي استراحت به مسافرخانه مي‌برد.

روز يكشنبه 20/7/76 مجدداً به حضور مي‌شتابند، سومين روزيست كه ميهمان نورند. توسط مادرش به پشت پنجره فولاد آورده مي‌شود، پشت پنجره پر از بيماراني است كه خود را با رشته طنابي دخيل كرده‌اند، صديقه هم به جمع دخيل شدگان مي‌پيوندد، زنگ ساعت بارگاه ملكوتي ثامن‌الحجج(ع) نواخته مي‌شود. ساعت 9 است و صديقه گرم راز و نياز، مادرش در كنار او به آقا توسل جسته، چشمان اشكبار صديقه به شبكه‌هاي پنجره فولاد خيره شده است، محو است، گويي كسي را در اطراف خود نمي‌بيند، اشك از پهناي رخش سرازير است، پلكهايش او را به خوابي ناز مي‌خواند، كم كم بي‌حال گشته و ديگر چيزي نمي‌فهمد.

ناگهان ندائي او را به خود مي‌آورد: صديقه برخيز و بدو

كه او بي‌معطلي از جا بر مي‌خيزد و به طرف سقاخانه مي‌دود. سيل جمعيت به دنبالش روان مي‌گردند. بوي گل محمدي به مشام مي‌رسد، عطر صلوات در همه جا مي‌پيچد و فضاي صحن را خوشبو مي‌كند.

گريه و اشك امانش نمي‌دهد، لحظه‌اي ديدني است، مادر و دختر بر روي هم آغوش مي‌گشايند در آغوش هم جا مي‌گيرند، صداي سلام و صلوات بلند است، جمعيت آنان را همچون نگيني در بر مي‌گيرند و بر دور آن دو حلقه مي‌زنند. صحنه عجيبي به وجود آمده است.

عنايت امام، التماس دعا گفتن زائران، پرواز كبوتران، شادي كروبيان، خوشحالي بيماران، از بهترين لحظاتي است كه در گنجينه ذهن زائران به يادگار خواهد ماند.


موضوعات مرتبط: داستانهای کـــوتاه و معجرات ان حضرت(ع) ، ،
برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 7 بهمن 1391برچسب:, | 22:8 | نویسنده : یک دل سیر شوق ثامن الحججی |
تاريخ : شنبه 7 بهمن 1391برچسب:, | 21:33 | نویسنده : یک دل سیر شوق ثامن الحججی |

 زندگانی امام رضا (ع)(بازنویسی روان منتهی الامال)

کتاب زندگانی امام رضا (ع) به کوشش منصور کریمیان گردآوری شده است.

در این کتاب سعی شده است که اطلاعاتی درباره زندگی این حضرت در اختیار عزیزان خواننده قرار بگیرد.با هم سطرهایی از این کتاب را مرور می کنیم:

امام رضا (ع) معصوم دهم با نام علی بن موسی (ع) و لقب رضا در پنجشنبه ، 11 ذی القعده ، سال 148 هجری قمری در مدینه متولد شدند و پس از 55 سال زندگی به دست مأمون مسموم و به شهادت رسیدند؛ مرقد مطهر ایشان در مشهد مقدّس زیارتگاه هزاران زائر است.

شخصی به نام ابراهیم بن عباس می گوید :

به یاد ندارم که از امام رضا (ع) سؤالی پرسیده باشم و امام (ع) پاسخ آن را ندانند .

  فرازهایی از بیانات حکیمانه حضرت نیز در این کتاب بیان شده است : دوست هر انسانی عقل اوست ، خداوند از بحث کردنی که به جدال و قیل و قال بیانجامد و از بین بردن مال و ثروت و زیاد از دیگران چیز خواستن بیزار است ....

 

میهمان طوس

نام من بشیر است. من ، چهارده ساله ام و با پدر و مادرم در شهر مَرو زندگی می کنم؛ راستش را بخواهید شهر ما تا همین یکی دو سال پیش آنقدرها مهم و بزرگ نبود؛ ولی از روزی که مأمون ، خلیفه عباسی به مرو آمد و این شهر را پایتخت سرزمین اسلامی قرار داد ، روز به روز بر وسعت و اهمیت آن اضافه می شود.

پدرم، سلیمان، استاد دانشگاه مرو است. او سه روز است که به دانشگاه نمی رود....

آقای محمد علی دهقانی نویسنده کتاب میهمان طوس داستان زندگی بشیر را که در زمان خلافت عباسی و همچنین امامت حضرت رضا (ع) زندگی می کرده، به رشته تحریر درآورده است. نویسنده این کتاب سعی کرده تا خواننده را با آن دوره تاریخی و اجتماعی که حادثه ها و رویدادهای مهمی در آن اتفاق افتاده است پیوند دهند.

 

 عاشقان به پا خیزید

عاشقان به پا خیزید، داستان زندگی امام علی بن موسی الرّضا (ع) باز "آفریده رضا شیرازی" است.

برای بهتر شناختن هر شخصیت تاریخی، باید زمان زندگانی او را هم بشناسیم. امامان بزرگوار ما همگی دارای بهترین و برترین خصوصیات اخلاقی و رفتاری بوده اند. فضایلی چون صبر، ایثار، فداکاری، علم، دانش، ایمان و ... در تمامی این امامان بزرگوار به حد متعالی خویش وجود داشته است.

فرزندان عباس در ابتدای کار خویش چندین سال است که حکومت عباسی را پایه ریزی کرده اند. آنها برای اینکه از حمایت مردم برخوردار باشند شعار حمایت از اهل بیت و بازگردانیدن حقّ آنها را سر دادند و .....مطالعه این کتاب را به شما  دوست خوب توصیه می کنیم.

 

 تو بوی سیب می دهی

مجموعه شعر "بوی سیب می دهی" سروده جعفر ابراهیمی(شاهد) درباره چهارده معصوم علیهم السلام است.

عناوین اشعار این مجموعه عبارتند از : آفتابی در حرا، بانوی بهشت، ذکر خوش قرآن، آسمان حق، خورشید شهادت، باغ نماز، پنجمین برگ امامت، مذهب جعفری، نماز با زنجیر، مهمانِ خراسان، اُمید مؤمنان، شعر آزادی، نو بهار دلِ ما، بوی سیب.

شعر مهمانِ خراسان در وصف امام رضا(ع) سروده شده است:  

                                 آرامشی از ایمان

                              در لحنِ صدایش بود

                              هر جیز، خدا می خواست

                              راضی به رضایش بود!

                              .....

 

سرگذشت و شهادت هشتمین امام شیعیان امام رضا (ع)

این کتاب اشاره به زندگی حضرت امام رضا (ع) دارد که بعد از پیامبر و امامان قبل از خودش عهده دار امامت یعنی : - مسئولیت حفظ و نگهبانی اصول اساسی دین

                               - بیان حقایق اسلامی

                               - حمایت از حقوق جامعه

                               - و کوشش در راه بیداری مردم ، گردید.

 در سال 148 هجری قمری، در روز 11 ذی القعده خدای متعال به حضرت موسی بن جعفر و بانویی به نام "تکتم" که او را طاهره می گفتند فرزندی عطا کرد که نامش را "علی" گذاشتند و بعدها به او لقب "رضا" داده شد.

مدت امامت آن حضرت در حدود 20 سال بود که می توان آن را به سه بخش جداگانه تقسیم کرد :

1-    ده سال اول امامت آن حضرت که هنوز دوره زمامداری "هارون" ادامه داشت.

2-    5 سال بعد که دوره خلافت محمد، معروف به "امین" فرزند بزرگتر هارون بود.

3-    5 سال اخیر امامت آن حضرت که مصادف با خلافت "مأمون" و تسلط او بر قلمرو اسلامی آن روز بود.

و در ادامه دوران امامت ایشان و سفر ایشان به مشهد و در انتها هم حادثه به شهادت رساندن ایشان را بیان داشته اند.

 

معرفی کتاب " خوشبوتر از گلاب"

نوشته شکوه قاسم نیا

گروه سنی "ب و ج "

مولای من! امام رضا(ع)، دیدمتان از همان کودکی که چون غنچه ای بودید روییده در لابه لای برگها. پدر در گوشتان اذان گفت و فرمود:  " رضای من رضای خداست، او هدیه خدا به ماست". پیشانی تان که به گفته پدر همواره جای عبادت بود و لبهایتان که بهترین حرفها به گفته پدر از آن خواهد رویید.

آرام بودی، فکور و مهربان و باهوش. آسمان را دوست داشتی و شبها  ستاره ها را می شمردی. روزها خورشید را به تماشا می نشستی. پدر می گفت:"تو خورشید خانه منی" کنار پدر در کلاسهای درس می نشستی. آموختی ظلم چیست و آزادی کدام است. ظلم هارون،پدر را به زنجیر اسارت کشید سالها دوری بود و رنج و جای خالی پدر که چقدر آن را خوب پر کردی." چقدر شبیه پدرت شده بودی" و چون پدر به شهادت رسید و مامون به خلافت، از خطر حضور آسمانی تو میان مردم به واهمه افتاد. توطئه شکل گرفت، ماموران مامون تو را به زور به خراسان و مرو خواندند و آنجا هم چون از جذبه وجود مبارکت می هراسید به فکر قتل و شهادتت افتاد.آه ای انگورهای مسموم! انارهای سمی! چگونه کام امام را سیاه کردید؟ چگونه امتی را به سختی کشاندید؟ راستی آن لحظه هایی که امام به ماه می نگریست و جواد عزیزش در مدینه به تماشای آسمان می نشست در دلهای آنها چه می گذشت....

کتاب " خوشبوتر از گلاب" ساده و صمیمی و بسیار تاثیر گذار است. اندوه و تنهایی امام جواد(ع) ، غریبی امام رضا(ع) در عین بودن در میان یاران،احساس " پسندیده" پیرزن تنهایی که خانه گلی اش به نور حضور گرم امام همواره روشن ماند و درخت آرزوها در خانه او رویید، از لحظات دل انگیز این کتابند. خانم "شکوه قاسم نیا" ما را با شیوه زندگی و رفتار و منش حضرت رضا(ع) آشنا می کند. کتاب به لحاظ معنوی از ارزشهای والای شناختی، عاطفی و معرفتی برخوردار است. حجم کتاب مناسب است. حروفچینی، شیوه نگارش، لحن و زبان خوب است. سخن آخر اینکه در مجموع با توجه به کمبود کتابهایی با مضمون شخصیت و زندگی امام رضا(ع) برای گروه سنی "ب و ج" این کتاب مناسب و ارزشمند است اما می تواند برای گروه سنی "د" نیز حرفهای زیادی برای گفتن داشته باشد.

 

در مکتب عالم آل محمد امام علی بن موسی الرضا(ع)/ علی قائمی/ نشر امیری

مولف با تجزیه و تحلیل زندگانی امام علی بن موسی‌الرضا(ع) سعی دارد مطالب کتاب را با استناد به منابع متعدد تاریخی تدوین نماید دوران پیش از  امامت، زمامداران عصر امامت، حالات وعبادات، شرایط سیاسی، مردم و امام، امام در ایران، آغاز توطئه‌ها، و شهادت امام و   آثار آن از جمله مباحث این کتاب هستند .

  زندگانی ثامن الائمه امام علی بن موسی الرضا (ع)/ سیدمحمدتقی مدرسی/ نشر محبان الحسین (ع)

آیت الله سید محمدتقی مدرسی استاد فقه و حقوق حوزه‌های علمیه تهران هستند. ایشان در تالیف و تدوین کتاب صاحب همت و سبک خاص خود هستند.

زندگی سیاسی هشتمین امام: حضرت علی‌بن موسی‌الرضا (ع)/ سیدجعفرمرتضی عاملی/ مترجم: سیدخلیل خلیلیان/  دفتر نشر فرهنگ اسلامی

نگارنده این اثر در 4 بخش زندگی سیاسی امام رضا (ع) را بررسی و ارزیابی کرده است. وی در بخش اول کتاب، چگونگی پدید آمدن دولت عباسی و سیاست‌های آن را تشریح می‌کند و در بخش دوم بحث علل و شرایط بیعت امام رضا(ع) را به میان می‌آورد .مواضع امام رضا (ع) در

ارتباط با مامون, و اقدامات مامون و شهادت امام رضا (ع) مباحث بخش‌های چهارم و پنجم کتاب هستند.

 امام علی بن موسی الرضا (ع) منادی توحید و امامت/ محمدجواد معینی/نشر بنیاد پژوهشهای اسلامی

نویسنده در کتاب حاضر کوشیده است زوایای گوناگون زندگانی امام رضا(ع) را با استناد بر منابع گوناگون اسلامی تشریح کند.

 پاره‌ای از بهشت (سیره رضوی) از غربت مظلومانه تا شهادت غریبانه/ محسن غفاری/ نشر پیام آزادی

 در این مجموعه پس از شرح مختصری از زندگینامه امام علی بن موسی الرضا (ع), احادیث و روایات متعدد, همچنین اندرزها, رهنمودها و حکایت‌هایی از  سیره عملی آن حضرت در ارتباط با موضوعات و مسائل مختلف, در قالب  عناوینی از این قبیل, گرد آمده است" :در برابر متبکران با غرور و تکبر  برخورد کنید", "مردم را مسخره نکنید",پذیرایی میزبان مایه افتخار   مهمان نیست", "با نفس شیطانی خود مبارزه کنید", "با خردمندان و کریمان  دوستی کنید", "برای پدر و مادر خود دعا کنید و صدقه بدهید", "حماقت  و نادانی نزدیکان خود را تحمل کنید", "پیام امام (ع) به شتربان",  "آداب نماز جماعت "و مباحثه امام (ع) با یکی از منکران روز معاد"

 تحفه شاهیه عباسیهحسین رضوی‌برقعینشر باورداران

خلاصه کتاب :نوشتار حاضر ترجمه و شرح "الرساله الذهبیه الطیبه "منسوب به امام

علی بن موسی الرضا (ع) است. در صفحات نخست کتاب مطالبی درباره چگونگی و زمان خوردن و آشامیدن درج می‌شود، سپس از ویژگی فصل‌ها و ماه‌های مختلف سال و تاثیرات خاص آن بر بدن سخن می‌رود. در ادامه نیز رهنمودهایی در خصوص  حفظ سلامت بهداشت و درمان بیماری‌های مختلف به طبع می‌رسد.

این کتاب را البته محمد نصیرالدین حموی یزدی به زیبایی شرح نموده است.

  

طب الرضا / تدوین:نصیرالدین امیرصادقینشر معراجی

سیصد و بیست صفحه در شرح و توضیح مبانی پزشکی بزرگ طبیبی که آخرین ملجا بیماران لاعلاج است و عادت اوست که احسان کند.... توضیح بیشتری نداریم.

 ستاره من/ ناصر   نادری / نقاش:محمدحسین  صلواتیان / نشر پیام محراب

در این کتاب چهل داستان کوتاه از زندگی امام‌رضا(ع) برای نوجوانان

به تحریر در آمده که عناوین برخی از آنها بدین قرار است: "همه در انتظار"، "شانه  امام"، "میهمان"، "لانه گنجشک"،"مزد کارگر"، "شرم"، "سیب نیم  خورده"، "کوچه‌های مدینه"، "چند مرغ دریایی"، "سکوت دلنشین"، "هوای  داغ"، "روز دوشنبه"، "آن شب تلخ" و "پرنده در قفس".

خلاصه‌ای از زندگانی حضرت رضا (ع)/ علی اکبرزاده/نشر سلسله

این کتاب به منظور آشنایی کودکان و نوجوانان با زندگی و فضایل امام هشتم، علی بن موسی الرضا (ع) تهیه شده و  شامل این مطالب است: ولادت، هجرت از مدینه به ایران، حدیث سلسله الذهب، شهر مرو در انتظار ورود امام رضا (ع)، دلایل دعوت مامون از امام رضا (ع)، برخی فضایل ومناقب امام رضا (ع)، شهادت علی بن موسی الرضا (ع)، معجزات  و کراماتی از امام رضا (ع)، سخنان گهربار ایشان و اشعاری در مدح امام رضا (ع) و تاریخچه بقعه مبارک.

دیگر از یک کتاب کودک چه انتظاری داری؟

  

کرامات الرضویه (ع)/ علی میرخلف‌زاده/  نشر مهدی‌یار

اگر لیست‌های قبلی ما را دیده باشی حتما با کتاب‌های علی میرخلف زاده آشنا شده ای. خصوصیت جالب کتاب‌های او در این است که معمولی‌ترین افراد جامعه هم می‌توانند بفهمندش.

کرامات الرضویه حکایاتی از معجزات بعد از شهادت حضرت رضاست.

شفا یافتگان از متوسلین به امام رضا (ع)/ محمد غفوری/ نشر شفا

در این مجموعه ماجرای کسانی نقل می‌شود که برای رفع مشکلات و مصائب خود به امام رضا(ع) متوسل شده‌ و حاجت روا شده‌اند. دو جلد کتاب از ماجراهای خواندنی شفاگرفتگان پنجره فولادین امید به آستان رضوی!   

هرچند بامعرفت شاعری سروده باشد:

تو بنده گی چو گدایان به شرط مزد مکن

که خواجه خود روش بنده‌پروری داند  

  صحیفه الرضا (ع(/جواد قیومی‌اصفهانی/ دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین

یک کتاب مرجع از احادیث متنوع حضرت رضا علیه السلام. اگر کتابخانه داری و اهل مراجعه به حدیث هستی این کتاب جمع و جور عربی فارسی را داشته باش!

 ترجمه جلد دوازدهم بحارالانوار/ محمدباقربن‌محمدتقی مجلسی/ مترجم: موسی خسروی نشر کتابفروشی اسلامیه

باز هم در یکی از لیست‌ها به بحار رسیدیم. کم نظیرترین دائرة المعارف شیعی در حوزه احادیث ائمه اطهار علیهم السلام. کتابی که نیازی به معرفی ندارد. 

 

عیون اخبار الرضا علیه‌السلام/ محمدبن‌علی ابن‌بابویه/ مترجم: علی‌اکبر غفاری / نشر دار الکتب الاسلامی

"عیون اخبار الرضا (ع) "کتابی است که "محمد بن علی ابن بابویه "(311ـ 381ق)  ملقب به شیخ صدوق آن را گردآوری کرده است. این کتاب شامل مجموعه احادیث،  روایات، دعاها، و مناظرات حضرت علی بن موسی الرضا(ع) است که شیخ صدوق آن  را در دو جلد تدوین نموده است. اصل کتاب به زبان عربی است ولی علاوه بر آن ترجمه فارسی‌اش هم در زیرنویس آمده است. عین یعنی چشمه. عیون اخبار امام رضا چشمه‌ای است که وقتی از آبش می‌نوشی، تو را به یاد سقای با صفای صحن عتیق می‌اندازد!

 هشتاد و هشت کلام از هشتمین امام حضرت علی بن موسی‌الرضا (ع) / حسین حائری‌کرمانی/ نشر بنیاد پژوهشهای اسلامی

این هشتاد و هشت جمله زیبا به چهار زبان ترجمه شده است و به نظر می‌رسد در این ایام بهترین هدیه برای موالیان ر خارج از کشور حضرت رضا ع باشد. همان‌ها که با شنیدن نامش یا زنده شدن خاطره زیارتش اشک می‌ریزند.

 قبله هفتم/ تدوین: عباس مشفق‌کاشانی/ نشر اسوه

استاد عباس کی منش متخلص مشفق کاشانی در سال 1304 در شهر کاشان به دنیا آمد. تحصیلات خود را تا گرفتن فوق‌ لیسانس از دانشگاه تهران ادامه داد و مدت 37 سال در آموزش و پرورش به‌کار مشغول بود. او هم‌اکنون ریاست هیأت مدیره‌ی انجمن شاعران ایران را به‌عهده دارد.

چه زیباست که این شاعر پیشکسوت همه ذوق و هنر خود را در انتخاب مدایح و مراثی برتر شاعران خرج کرده است.

خورشید ولایت/ گرداورنده :اداره ‌کل‌ارشاداسلامی‌خراسان/  نشرجلیل

آنچه در این مجموعه گردآمده گزیده‌ای است از آثار شاعران شرکتکننده در مسابقه ادبی "خورشید ولایت "که به همت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان برگزار گردید. این سروده‌ها در توصیف، مدح و غم امام رضا(ع) به نظم کشیده  شده است .

قرآن حکیم از منظر امام رضا (ع)/ عبدالله جوادی‌آملی/ مترجم: زینب کربلایی/نشر اسراء

در این کتاب ابتدا درباره قرآن علمی و قرآن عینی و نکات افتراق و اشتراک آن بحث شده و پس از آن شرایط و موانع معرفت قرآن بررسی می‌شود. درادامه نیز از فرق بین تدبر در قرآن و استنطاق قرآن و مباحث مربوط، سخن به میان می‌آید و به بحث ترغیب و تشویق قرآن به تحقیق، و طرد پندار و آرزو اشاره می‌شود. در پایان کتاب نیز راه‌های تشویق قرآن برای تحصیل برهان عقلی و دریافت شهود قلبی توضیح داده می‌شود .در این اثر مباحثى که به نحوى به قرآن مربوط است، تحت عنوان "روضه" بیان شده و آنچه حاوى شرایط و موانع معرفت قرآن و معارف مستفاد از قرآن از زبان حضرت ثامن الأئمّه (علیه السّلام) است، تحت عنوان "جنان" آمده است.

فضایل و سیره امام رضا (ع) عالم آل محمد در آثار حسن‌زاده آملی/ عباس عزیزی/ نشر صلاه

در این کتاب کوچک گفتار و سخنان استاد علامه حسن‌زاده آملی در باب فضایل و سیره امام رضا(ع) گرد آمده است. در این کتاب پنج فصل با این عناوین تدوین شده است" :فضایل امام رضا (ع)"،  "عبادت امام رضا (ع)"، "احتجاجات امام رضا (ع)" ،"سخنان امام رضا (ع) " و "عشق و علاقه حسن زاده به امام رضا (ع)".

کتاب "انسان در عرف عرفان" آقای حسن زاده آملی را اگر خوانده باشی، در همان ابتدایش فهمیده‌ای میزان معرفت ایشان به حضرت رضا در چه پایه‌ای است و حضرت سلطان نیز  چگونه برخی از خواص را می‌نوازد. چه گونه؟


موضوعات مرتبط: موضوعات دیگر ، منابع مفید درباره ی امام رضا(ع* ، ،
برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 7 بهمن 1391برچسب:, | 21:33 | نویسنده : یک دل سیر شوق ثامن الحججی |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.